سيد مهدي حجازي ( مترجم : حجازي و خسروشاهي )

681

درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي )

7 - مناقب شهرآشوب : اصمعى گفت : شبى پيرامون خانه خدا را طواف مىكردم جوان خوش خلق وخويى را ديدم با دو گيسو در جلوى پيشانى كه پردهء كعبه را گرفته ومىگفت : اى آنكه پاسخت برسد بر گرفتارى اى بر طرفكنندهء هر رنج وبيمارى أطراف خانه ات همه در خواب رفته اند اما تو اى خداى توانا ، تو بيدارى مىخوانمت خدا ، كه تو خود گفته اى بخوان پس رحم كن به حق حرم هم بر اين زارى اميد گر نبسته به عفو تو مسرفى پس كيست آن كه جود كند بر گنه كارى اصمعى مىگويد : كه به دنبال أو بودم كه فهميدم أو امام زين العابدين عليه السّلام مىباشد . 8 - اعلام الدين ديلمى : روايت شده كه طاوس يماني گفت : در دل شب مردى را ديدم كه پرده كعبه را گرفته بود ومىگفت : الا اى كه هستى آرزوهاى حاجتم شكايت ز غم دارم ، تو بشنو شكايتم الا اى اميدم ، مىزدايى غم از دلم ببخشا گناهانم ، بر آور تو حاجتم بود توشه‌ام كم ، پس به مقصد نمىرسم بر اين زاد كم گريم ويا بر مسافتم ومن آمدم سويت به اعمال زشت وپست جنايت نكرده هيچ كس چون جنايتم در آتش بسوزانى مرا ، اى همه اميد ؟ اميدم كجا ؟ ترسم كجا اى نهايتم ! طاوس يماني گفت : دقت كردم وديدم أو علي بن الحسين عليه السّلام است عرض كردم : يا بن رسول الله ، اين ناله چيست ؟ وحال آنكه تو فرزند رسول خدايى وداراى چهار امتياز هستى ، رحمت خدا ، شفاعت جدت رسول خدا صلَّى الله عليه وآله ، فرزند رسول الله بودن ، صغير بودن . فرمود : اى طاوس ، من در كتاب خدا نگاه كردم وچيزى از اينها را نديدم ، زيرا كه خدا مىفرمايد : * ( وَلا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى وَهُمْ مِنْ خَشْيَتِه مُشْفِقُونَ ) * پس شفاعت نمىكنند مگر براي كسى كه أو رضا بدهد واز خوف أو هراسناكند واما فرزند رسول خدا صلَّى الله عليه وآله بودن من ، خدا مىفرمايد : * ( فَإِذا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلا أَنْسابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَلا يَتَساءَلُونَ فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُه فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ وَمَنْ خَفَّتْ مَوازِينُه فَأُولئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فِي جَهَنَّمَ خالِدُونَ ) * زماني كه در صور دميده شود نسب در آن روز بين